ضامن اهو
یک دانشجوی پزشکی
هر کسی دو تاست..و خدا یکی بود,و یکی چگونه می توانست باشد؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند هست..و خدا کسی که احساسش کند نداشت
عظمت همواره در جستجوی چشمی ست که آن را ببیند..![]()
خوبی ها همواره نگران که آن را بفهمد..![]()
وزیبایی همواره تشنه دلی ست که به او عشق ورزد..
و قدرت نیازمند کسی ست که در برابرش رام گیرد..
و غرور در جستجوی غروری ست که آن را بشکند..
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پر اقتدار و مغرور.اما کسی نداشت
و خدا آفریدگاربود و چگونه می توانست نیافریند؟!
راستش رو بخواین من دیگه نمیخوام وب رو بنویسم!یعنی مطلب نمیخوام بگذارم و کلا بیخیالش بشم!
امروز آخرین روزه!(این آخرین باره دلم داره میگه آره وبتت فرته
)
خلاصه از تمام دوستان که من را در تهیه این بخش یاری کردند تشکر و قدردانی میکنم!(مثل گارگردانها)
وبا ابراز همدردی صمیمانه از همتون بای!
میخوام یک سیم سیم(جادوی هری پاتر) بکنم که همتون برین.حالا همه با هم روزی یک بار:
سوره عم یتسا علون رو بخونید.باور کنید جواب میده!شک دارید امتحان کنید![]()
هر کی نتیجه نگرفت من خودم درمانش میکنم.
(راستی من یکم خودمونی گفتم اسم سوره اش نبا هست)
نمیدونم چرا آدم ها واسه هر کاری دلیل میخوان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه دست یکی رو بگیری تا بلند شه اگه شکلات تو جیبت رو (دور از چشم بقیه )با کسی نصف کنی یا حتی اگه بیلیتت رو چند روز عقب یا جلو بگیری همه
ازت دلیل میخوان!
نمیدونم اشکال از ما آدم هاست یا اشکال از دلیل!
شاید این واژه دلیله که دلیل رو به عاریه میاره!نمیدونم هر چی هست هست اما میدونم وقتی به جون آدم ها میوفته دیگه دست بردار نیست و ...
میگن زن بلای خونه هست اما خدا خونه ای رو بی زن نگذاره
من هم میخوام بگم دلیل بهونه زندگی هست و خدا هیچ آدمی رو بی دلیل نگذاره!
دکتر ایرج فاضل در میز گرد اقتصاد سلامت که در حاشیه سی و پنجمین کنگره جامعه جراحان برگزار شد افزود:متاسفانه برخی از پزشکان زیر خط فقر زندگی میکنند که این مساله از نحوه تععین میزان تعرفه های پزشکی و تاخیر بیمه ها در پرداخت مطالبات پزشکان نشات میگیرد.
طبق خبر گذاری الهام نیوز(خودم رو میگم)یک بنده خدایی تو کما رفته (که به همین علت ما صبح زود از خواب بیدار شدیم) و یکی دیگه امروز مشکلی داره و تلفنی التماس دعا بود و گفت هر کی حرم رفت ما رو فراموش نکنه و ...
گفتم تا۱-نگی نگفتم ۲- شاید یکی دلش مثل ما سیاه نبود و ۲ قرون پیش خدا ارزش داشت و خدا دعاش رو قبول کرد
راستی شنیدم اگه کسی یک مشکل دنیوی کسی رو حل کنه ۷۳ گرفتاری آخرتش رو خدا حل میکنه وقتی که...
پس دست ها همه بالا
و دعاها همه یکجا!
کپی سرویسی بود که واسه یکی از بچه های فامیل گرفتم(البته به دلیل مایه داری!و کثرت طلا و جواهرات!به هیچ عنوان خوشحال نشد)
گفتم شما هم ببینید!شاید به سرتون زد که ...










دست هایی که...مقدس تر از لب هایی هستند که تسبیبح میکنند!
مامای عزیز روزت مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
(اون تیکه بالا رو بنا به عدم حضور ذهن ننوشتم!)
خلاصه بعد از اون خوابگاه ترکید و ماما ها اومدن و بزن برقص و خلاصه همشون رفتن سر کار دنس!
ما پزشکی ها برای اینکه نگن پزشکی ها خودشون رو میگیرن!چند حرکت ناموزون انجام دادیم و یک دستی زدیم و یک تبریکی گفتیم و ...
ادامه مطلب
دیدم همون دختری که تو آی سی یو بود روی ویلچیر در سالن پیش مادر و پدرش بود...
واقعا نگاه مادرش به اون بچه غیر قابل توصیف بود
فکر نمی کردم اینقدر دعاهاتون کارساز باشه![]()
واقعا از دعای سبزتون ممنون!![]()
خیر دنیا و آخرتتون رو ببینید
در لحظات سخت و تیره در اوج ناامیدی و تنهایی در تاریک ترین روزهای زندگی همیشه خداوند کنار ما هست و در گوش ما زمزمه میکند:(رها نکن و تنها نیستی.به کارت ادامه بده.ما با هم و در کنار هم دقایق سخت و اتفاقات شکننده را به شاهکاری فوق العاده تبدیل خواهیم کرد.تو فقط ادامه بده.)
ما با هم زیباترین صحنه را خلق خواهیم کرد!
اومدیم مشهد که حالی به حولی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!....
که نامردی نکردن و تعطیلات ما رو خراب کردن و برامون کلاس گذاشتن!
حالا نیومده مشهد باید برگردم!
خیلی هم ناراحتم اما...
حتی آهنگ مازیار فلاح رو(دارم میرم خداحافظ) نمیتونم رو وبم بگذارم و پیغام ایرور میده!
خلاصه واقعا دلم گرفته!
ای خدای مهربون دلم گرفته.......
بگم من تو کما بودم یا اونی که روی تخت بیمارستان........................................................................
خدا قسمت نکنه!دیروز که رفته بودیم آی سی یو!یک دخر بچه ای بود که ...
تو کما بود. میگفتن دچار هد تروما(head troma)یعنی همون ضربه مغزی خودمون شده بود!
کما بود اما تو GCS یک نوعیه که نه طرف هوشیار هوشیاره ونه بیهوش بیهوش!
تغذیه اش هم TPN یعنی تغذیه ای که اگه نباشه!بهتره!
خلاصه!واقعا دلم سوخت!
چقدر آدمیزاد پوره!(یعنی بدبخته!)(اصطلاحات رو بکار میبرم!تا بگم من هم بلدم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)
فکر کنم واقعا نیازمند دعا باشه؟نه؟
البته فقط بانوان!اژ ۱۱ صبح تا ۶ بعداظهر!جاتون خالی خیلی خوش گدشت!
برامون ارزوی خوشبختی بکنید!
میگه:روزی که میریم واسه ۱۳ به در جا میگیریم!![]()
از شیر مزغ گرفته تا جون آدمیزاد همه رو داره!![]()
حتما یک سر بزنید![]()
با اسم زبانکده محصل لینک کردم!
حتما یک سر بزنید![]()





![]()







امروز ی سایت باحال پید کردم!هروقت مجوز روگرفتم لینکش میکنم!
تو رو خدا ما رو فراموش نکنید.![]()
واقعا التماس دعا داریم!مخصوصا لحظه سال تحویل...

خبر رسید یک بنده خدایی{کیه؟..............کیه؟..................هو ایز هی؟}
حالش خیلی بده!
خدا سایه پدر مادر رو از سر کسی کم نکنه
!
حتما دعا کنید.
دیروز نوبت من بود که اتاق رو جارو کنم.طبق معمول همه بچه ها داشتن خرخونی میکردن!ومن در پس دنبال کردن یک جاروی ساده!
رفتم دنبال جارو!از تنها چیزی که خبر نبود جارو بود!
ردش رو گرفتم(منظورم صدای جارو بود)
تا اینکه صداش رو از یکی از اتاق ها پیدا کردم
منتظر موندم تا جاروشون تموم بشه.بعد از کلی الافی جارو رو اوردم و زدم به برق که دیدم تنها کاری که نمی کنه جارو کردنه!
دیدم که بعله!اونچیزی که جارو نمیکنه!
پس شروع کردم به مهندسی!از لوله تا کف جارو گرفته همه رو مهندسی کردم!
نتیجه:وجود یک عدد دستمال کاغذی درون لوله جارو!
خلاصه اون شب به جای درس خوندم مهندسی کردم!
نتیجه اخلاقی:وقتی با همچین چیزی روبه رو شدید نوبتتتون رو با زرنگی به یکی دیگه واگذار کنید
مادر گفت: ” دوستت دارم و آرزوی کافی برای تومیکنم.”
دختر جواب داد: ” مامان زندگی ما باهم بیشتر از کافی هم بوده است. محبت تو همه آن چیزی بوده که من احتیاج داشتم. من نیز آرزوی کافی برای تومیکنم .”
آنها همدیگر را بوسیدند و دختر رفت. مادر بطرف پنجره ای که من در کنارش نشسته بودم آمد. آنجا ایستاد و می توانستم ببینم که میخواست و احتیاج داشت که گریه کند. من نمیخواستم که خلوت او را بهم بزنم ولی خودش با این سؤال اینکار را کرد: ” تا حالا با کسی خداحافظی کردید که میدانید برای آخرین بار است که او را میبینید؟
” جواب دادم: ” بله کردم. منو ببخشید که فضولی میکنم چرا آخرین خداحافظی؟ “
او جواب داد: ” من پیر و سالخورده هستم او در جای خیلی دور زندگی میکنه. من چالشهای زیادی را پیش رو دارم و حقیقت اینست که سفر بعدی او برای مراسم دفن من خواهد بود . “
“وقتی داشتید خداحافظی میکردید شنیدم که گفتید ” آرزوی کافی را برای تو میکنم. ” میتوانم بپرسم یعنی چه؟
ادامه مطلب
امروز خیلی زودتر از انکه فکرش را بکنیم دیروز می شود!
همان جوان شاغل در ۲۲ سالگی در جمع دوستان همکلاسی- ای بابا...... یادش به خیر دبیرستان!چقدر خوش بودیم!مثل حالا که نبود که همش درس!
همان جوان در دبیرستان در ۱۷ سالگی میان همکلاسیها- خدایا ما اگر نخوایم دانشگاه قبول شیم کی رو باید ببینیم!آخ یادش به خیر دوران راهنمایی!هر روز توی مدرسه گل کوچک میزنیم!
به نظر میرسد تنها دلیلی که گذشته را شادتر و بهتر جلوه میدهد این است که گذشته دیگر بر نمیگردد و ما از همین جهت دلتنگش میشویم مثل مرده!
که دایی جونم اومد خونمون و گیر داد به من که بچه!مگه تو درس نداری؟!!!!!!
برو بشین درس هات رو یخون!
ما هم مجبور شدیم شب عیدی حسابی بترکونیم{البته قبل از رفتن دایی جون!}
بعدش هم{که الان در خدمت شمام}عشق و حال تا صبح!!!!!!![]()
| Design By : Night Melody |






